سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۶
اهمیت سینمای "مبارزه" و لزوم تولید فیلم‌های استراتژیک ایرانی

در زمانه کنونی که درگیری مستقیم در جبهه نظامی و توأمان فرهنگی و اقتصادی و سیاسی با مستکبران عالم داریم، به شدت نیازمند تولید و اکران فیلم‌هایی هستیم که به معنای واقعی کلمه "جذابیتِ فرمی" را با "عمقِ استراتژیک" پیوند بزنند

به گزارش خبرگزاری حوزه، در حالی که به تعبیر یکی از تهیه‌کنندگان سینما، ساخت یک فیلم معمولی در کشورمان در شرایط فعلی به حدود ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد، یک پرسش بنیادین و ساختاری خودنمایی می‌کند و آن هم این که چرا با وجود این حجم از جریان سرمایه، بودجه‌ها در حوزه سینما به سمت تولید فیلم‌های استراتژیک که همزمان واجد جذابیت‌های فرمی و روایی مورد پسند مخاطب عام باشند، سوق پیدا نمی‌کنند؟

این نکته به ویژه آن‌که در آستانه سیزدهم آبان ماه، روز ملی مبارزه با استکبار قرار داریم، بیش از پیش حائز اهمیت است؛ ۱۳ آبان، روزی است که بیش از هر چیز یادآور مقاومت و ایستادگی آگاهانه ملت ما در برابر قدرت‌های استکباری و در رأس آن ها آمریکای جنایتکار است، با این حال به نظر می رسد که در جبهه‌ی نرم، سینمای ایران در پاسخ به تهاجم فرهنگی و روایت‌های سلطه‌جویانه غرب، همچنان با مشکلات جدی و بلکه ساختاری روبروست.

لزوم مدیریت هوشمندانه در مسیر تحقق اهداف ملی

به اعتقاد برخی از سینماگران متعهد کشورمان، مشکل اصلی در این مسئله، نه کمبود سرمایه، بلکه عدم مدیریت هوشمندانه سرمایه در جهت اهداف کلان ملی است. ما شاهد هستیم که سینما در کشور ما بیش از آن‌که ابزاری در مسیر اقناع رسانه‌ای آن هم با چاشنی روایت‌گری قدرت باشد، عملاً به عرصه‌ای برای بازگشت سرمایه در قالب‌های تکراری و صرفاً سرگرم‌کننده تقلیل یافته است.

از سوی دیگر در حالی که نظام سلطه، سینما را به عنوان یکی از ارکان اصلی «نرم‌افزار قدرت» مورد توجه قرار داده و می‌دهد، در این سوی قضیه سینمای ما درگیر چرخه‌ی مداوم تولید آثار به ظاهر طنز و کمدی و بعضاً خانوادگی و یا درام‌های شخصی آن هم با تمِ خیانت و مشکلات اجتماعی است و مسلم است که در این وضعیت، آن چنان که باید و شاید توانِ مقابله با روایت‌های تکه‌تکه شده‌ی غرب را ندارند.

از "آرگو" تا روایت‌های مفقود ایرانی

در این میان اگر به برخی نمونه‌های جهانی از منظر روایت‌های سیاسی بنگریم، شاهد فیلم‌هایی همچون "آرگو" خواهیم بود که با وجود برخورداری از بعضی از استانداردهای هیجان‌انگیز و فرمی، در واقع ابزاری برای بازآفرینی یک روایت سیاسی مشخص در ذهن مخاطب جهانی هستند؛ روایتی غرض ورزانه که به هیچ‌وجه جلوه‌گاه حقیقت نبوده و نیست.

پرسش اصلی در این میان اینجا خودش را نشان می‌دهد که چرا سینمای ایران نتوانسته با تکیه بر ظرفیت‌های تاریخی، حماسی و حتی روایت‌های پیچیده از استقامت بی نظیر خود به ویژه در مقاطع درخشانی همچون دوران دفاع مقدس یا تحولات سیاسی معاصر، فیلم‌هایی با استاندارد جهانی تولید کند که همزمان در سطح جنگ روانی و نیز پاسخ به تهاجم فرهنگی موثر باشند!؟

لزوم تلفیق "جذابیتِ فرمی" با "عمقِ استراتژیک"

به دیگر سخن باید گفت که ما در زمانه کنونی که درگیری مستقیم در جبهه نظامی و توأمان فرهنگی و اقتصادی و سیاسی با مستکبران عالم داریم، به شدت نیازمند تولید و اکران فیلم‌هایی هستیم که به معنای واقعی کلمه "جذابیتِ فرمی" را با "عمقِ استراتژیک" پیوند بزنند؛ فیلم‌هایی که مخاطب را نه فقط به تماشا، بلکه به تأمل جدی درباره‌ی جایگاه ایران در دنیا و به خصوص از منظر موضع ما در مواجهه با قدرت های استکباری وادارند.

نکته حائز اهمیت دیگر این که سینما در این عرصه نباید صرفاً به عنوان یک صنعت سرگرمی و از منظر تجاری دیده شود، بلکه می‌بایست به عنوان بخشی از «امنیت ملی» و «دیپلماسی عمومی» بازتعریف شود و البته با نگاه خلاقانه به ظرفیت‌های ملی در این عرصه نگریسته شده و برایش برنامه‌ریزی هدفمند صورت گیرد.

تماشاگر روایت‌های مغرضانه دیگران نباشیم

حقیقتاً چنانچه امروز نتوانیم سینمای خود را از سطح فیلم‌های معمولی به سطح فیلم‌های استراتژیک ارتقا دهیم، در جبهه‌ی نبرد رسانه‌ای، صرفاً تماشاگرِ روایت‌های دیگران خواهیم بود و در این صورت علی‌القاعده نسل جدید ما متأثر از پیام صادره از سوی انبوه آثار عمدتاً جذاب هالیوودی خواهد بود که به‌سان فیلم "آرگو" با اهداف و اغراض سیاسی خاص تولید و انتشار یافته‌اند.

البته ناگفته نماند که سینمای ایران در برخی عرصه‌ها تا حدودی توانسته، پیوند مناسبی میان بحث مبارزه با استکبار و شکل گیری درام سینمایی برقرار نماید به خصوص آثاری‌که در گونه دفاع‌مقدسی ساخته شده و مورد تقدیر عام و خاص قرار گرفته اند

تلاش‌هایی اندک اما قابل تقدیر

در این میان اگر بخواهیم به نمونه‌های موجود در سینمای ایران نگاه کنیم، شاهد تلاش‌هایی هستیم که کوشیده اند تا محوریت «لانه جاسوسی» و «مبارزه با استعمار و استکبار» را در کالبد درام قرار دهند. فیلم‌هایی همچون "یتیم‌خانه ایران" با تمرکز بر حوادث تاریخی و نقش عوامل بیگانه، یا "طوفان شن" که به فضای جاسوسی و تقابل‌های اطلاعاتی می‌پردازد، نشان داده اند که مخاطب ایرانی و حتی مخاطب بین‌المللی، تشنه‌ی این نوع روایت‌هاست.

واپسین نکته در این مجال هم این‌که؛ ما در این زمینه باید بتوانیم ضمن تقویت جنبه‌های فنی و فرمی در آثار تولیدی، یک روایت‌گریِ پرتعلیق توأم با پیچیدگی‌هایِ جذاب در این گونه آثار داشته باشیم تا مخاطب جهانی نیز همراهی بیشتری با این قبیل فیلم ها داشته باشد و از آن سو، پیام اصیل و ماندگار انقلاب اسلامی ایران با ابزار هنر هفتم در دنیا، پژواک رسانه‌ای قوی‌ای داشته باشد.

گزارش از: سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha